هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

مقدمه 21

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

مخفى و جاسوسهاى فرانسه با دقتى خاص مأموريت يافتند تا در نهايت كوشش و بسيار ساعى و دقيق و بهر وسيله كه ممكن باشد به جهت پيروزى مطلق و غايى اجراى هدفهاى ناپلئون و كشور فرانسه اطلاعات لازم محلى را جمع‌آورى نمايند . ازاين‌رو حكمران كل هندوستان در ماه فوريه 1808 ميلادى سرتيپ مالكم را بعنوان فرستاده سياسى به دربار ايران گسيل داشت و در حدود همان ايام سر هارفورد جونز بعنوان سفر سياسى از دربار انگلستان به قصد ايران اعزام شد . جونز بفرمان امپراطور بريتانيا با استوارنامه سياسى و اختيارات خاص و جاه و جلال و شكوه ويژه‌اى بايران فرستاده شد تا در انجام مذاكرات و عقد قراردادها با فرمانرواى امپراطورى ايران قدر و منزلت و توفيق او به حدى باشد كه تجليل و مقبوليت ملحوظ شده در پذيرش نماينده فرانسه ناچيز بتصور آيد . حكومت بنگال بطور كلى از ژنرال مالكم خواسته بود كوشش و جديت همه جانبه‌اى به كار برد تا ماهيت و قدرت و منابع و ارزش كشورها و سرزمينهائى را كه ممكنست از آن طريق ، ارتشى اروپائى به سوى هندوستان پيش رود معلوم و مسلم نمايد و به همين جهت بوى اجازه داده شد بود كه به جهت پيش‌برد هدف و مقصود موردنظر و دريافت نتيجه‌اى نافذتر و موثرتر ، تا آن حد كه تصور مىكند ، هرتعداد افسر يا نقشه‌بردار لازم دارد بعنوان دستياران سياسى از ميان افسران انتخاب نمايد . وقايع بعدى كه بحث مفصل در آن‌باره به كلى بموضوع سفرنامه مربوط نيست موجب شد كه دولت عليّه ما سرجان مالكم را احضار كند و مأموريت او را تا نيمه آخر 1809 بتعويق اندازد و در اين سال بود كه براى بار دوم و در مسير مسافرت خود به پايتخت ايران وارد بمبئى گرديد . كاپتن چارلز كريستى Captain Charles Christie افسر هنگ پنجم پياده‌نظام بومى هند ( Bombay Natinve Infantry ) و من در همان ايام